ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

42

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بروند و ، به آنها اجازه داده شد و شرف الدوله بوزير خود ابا غالب امر كرد با آنها همراه بشود و او گفت : چنانچه من اين كار را بكنم خويشتن بخطر انداخته‌ام و لكن آن را در راه خدمت به تو ارزانى خواهم داشت . پس از آن با سپاه بدان صوب روانه شد . همين كه باهواز رسيد ديلميان بنام سلطان الدوله شعار دادند و بر ابى غالب هجوم برده او را كشتند . تركهائى كه با وى بودند به طراد بن دبيس اسدى در جزيرهء كه از بنى اسد بود روى آوردند و نتوانستند از ابى غالب دفاع كند . وزارت او هيجده ماه و سه روز و سن او شصت سال و پنج ماه بود . فرزندش ابو العباس دستگير شد و به سى هزار دينار او را مصادره نمودند . همين كه خبر قتل ابى غالب به سلطان الدوله اطمينان و قوت نفس پيدا كرد ، زيرا كه ابى غالب او را ترسانده بود ، و فرزند خود ابا كاليجار را به اهواز گسيل داشت و آنجا را متصرف شد . بيان درگذشت صدقه صاحب بطيحه در اين سال ، صدقه صاحب بطيحه بيمار شد ، ابو الهيجاء محمد بن عمران بن شاهين در ماه صفر قصد بطيحه نمود كه آنجا را متصرف شود . ابو الهيجاء بعد از مرگ پدرش ، در بلاد سرگردان شد ، زمانى در مصر و زمانى هم نزد بدر بن حسنويه و مدتى هم بين اين دو نقطه رفت و آمد ميكرد ، همين كه ابى غالب وزير شد . بسبب ادبى كه داشت ( مقصود آشنائى بعلوم ادبى است ) در حق وى بخشش و دهش نمود . بعضى از اهالى بطيحه بوى نامه نوشتند كه بدانجا بيايد تا بطيحه را به او تسليم كنند ، ابو الهيجا روى به آنها نهاد . صدقه دو روز پيش از مردنش از آمدن او آگاه شد ، سپاهى بسوى او گسيل داشت و با او جنگيدند . ابو الهيجاء شكست يافته و اسير شد . صدقه خواست او را نگاه دارد شاپور بن مرزبان بن مروان او را منع كرد و بدست خود او را كشت . در صفر ، پس از كشته شدن ابو الهيجاء صدقه درگذشت ، اهالى بطيحه اجتماع نمودند و حكومت به شاپور بن مرزبان سپردند و حاكم بر آنها گرديد و به شرف الدوله